
بخشی از متن:
همه مواد موجود در طبیعت ازمولکول ساخته شدهاند و هرمولکول ازاتمهاى مختلف تشکیل شده است. مولکولهاى یک جسم سیال (مایع یا گاز) با سرعت زیاد در تمام جهات حرکت مىکنند (سلطانی، 1388). در اثر این حرکتها با یکدیگر و با دیواره ظرفى که درآن قرار دارند برخورد مىنمایند. در اثر برخورد مولکولها به دیواره ظرف نیرویى به آن وارد مىشود؛ بنابراین مقدار نیروى وارده بر دیواره ظرف به عوامل زیر بستگى دارد(ویلانی، 1393).
الف) سرعت مولکولها
ب) تعداد مولکولها
ج) وزن مولکولها
سنسور چیست؟
حسگر یک وسیله الکتریکی است که تغییرات فیزیکی یا شیمیایی را اندازهگیری میکند و آن را به سیگنال الکتریکی تبدیل مینماید. حسگرها در واقع ابزار ارتباط ربات با دنیای خارج و کسب اطلاعات محیطی و نیز داخلی میباشند (هاپتمن، 1371). انتخاب درست حسگرها تأثیر بسیار زیادی در میزان کارایی ربات دارد. سنسور المان حسکنندهای است که کمیتهای فیزیکی مانند فشار، حرارت، رطوبت، دما و... را به کمیتهای الکتریکی پیوسته (آنالوگ) یا غیر پیوسته (دیجیتال) تبدیل میکند (سبزپوشان، 1393). این سنسورها در انواع دستگاههای اندازهگیری، سیستمهای کنترل آنالوگ و دیجیتال مانند PLC مورد استفاده قرار میگیرند (مرادی، 1394). عملکرد سنسورها و قابلیت اتصال آنها به دستگاههای مختلف از جمله PLC باعث شده است که سنسور بخشی از اجزای جدا نشدنی دستگاه کنترل اتوماتیک باشد. سنسورها اطلاعات مختلف از وضعیت اجزای متحرک سیستم را به واحد کنترل ارسال نموده و باعث تغییر وضعیت عملکرد دستگاهها میشوند. (ویلانی، 1393)
انواع حسگرها
بسته به نوع اطلاعاتی که ربات نیاز دارد از حسگرهای مختلفی میتوان استفاده نمود (مرادی، 1394؛ هاپتمن، 1371):
زوج حسگر مافوق صوت
حسگر فاصله
حسگررنگ
حسگرنور
حسگرصدا
حسگر حرکت و لرزش
حسگر دما
حسگردود
مزایای سیگنالهای الکتریکی
مزایای سیگنالهای الکتریکی را میتوان بصورت زیر دستهبندی کرد (هاپتمن، 1371):
پردازش راحتتر و ارزانتر
انتقال آسان
دقت بالا
سرعت بالا
حسگرهای مورد استفاده در رباتیک
در یک دستهبندی کلی حسگرهای مورد استفاده در رباتها را میتوان در چند دسته خلاصه کرد (مرادی، 1394):
حسگرهای تماسی
مهمترین کاربردهای این حسگرها به این شرح میباشد (هاپتمن، 1371):
آشکار سازی تماس دو جسم
اندازهگیری نیروها و گشتاورهایی که حین حرکت ربات بین اجزای مختلف آن ایجاد میشود
حسگرهای هم جواری
آشکارسازی اشیاء نزدیک به ربات مهمترین کاربرد این حسگرها میباشد (هاپتمن، 1371).
انواع مختلفی از حسگرهای همجواری در بازار موجود است؛ از جمله میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
القایی
اثرهال
خازنی
اولتراسونیک
نوری
حسگرهای دوربرد
کاربرد اصلی این حسگرها به شرح زیر میباشد:
فاصله سنج (لیزو و اولتراسونیک)
بینایی (دوربینCCD)
حسگر نوری (گیرنده-فرستنده)
یکی از پرکاربردترین حسگرهای مورد استفاده در ساخت رباتها حسگرهای نوری هستند. حسگر نوری گیرنده- فرستنده از یک دیود نورانی (فرستنده) و یک ترانزیستور نوری (گیرنده) تشکیل شده است (مرادی، 1394). خروجی این حسگر در صورتیکه مقابل سطح سفید قرار بگیرد 5 ولت و در صورتی که در مقابل یک سطح تیره قرار گیرد صفر ولت میباشد. البته این وضعیت میتواند در مدلهای مختلف حسگر برعکس باشد. در هر حال این حسگر در مواجهه با دو سطح نوری مختلف ولتاژ متفاوتی تولید میکند.
در زیر یک نمونه مدار راه انداز زوج حسگر نوری گیرنده- فرستنده نشان داده شده است. مقادیر مقاومتهای نشان داده شده در مدلهای متفاوت متغیر است و با مطالعه دیتاشیت آنها میتوان مقدار بهینه مقاومت را بدست آورد (هاپتمن، 1371).
با پیشرفت سریع تکنیک اتوماسیون و پییچیدهتر شدن پروسههای صنعتی و کاربرد روزافزون این شاخه از تکنیک نیاز شدیدی به کاربرد سنسورهای مختلف که اطلاعات مربوط به عملیات تولید را درک و بر اساس این اطلاعات فرمانهای مقتضی صادر گردد احساس میشود (سبزپوشان، 1393). سنسورها به عنوان اعضای حسی یک سیستم، وظیفه جمعآوری و یا تبدیل اطلاعات را به صورتی که برای یک سیستم کنترل و با اندازهگیری قابل تجزیه و تحلیل باشد، به عهده دارند (هاپتمن، 1371). در سالهای اخیر سنسورها به صورت یک عنصر غیر قابل تفکیک سیستمهای مختلف صنعتی مورد استفاده قرار گرفته و پیشرفت سریعی در جهت جوابگویی به تقاضای صنعت در این شاخه از علم الکترونیک انجام پذیرفته است (مرادی، 1394).
انواع سنسورها
سنسورها در دو نوع مختلف وجود دارند (مرادی، 1394):
با تماس مکانیکی
شکل 2-1- مدل فشار بر واحد سطح
عمدهترین کاربرد پیزوالکتریکها استفاده برای اندازهگیری فشار سیالات میباشد (مجیدی، ۱۳۹۲). در این حالت سنسورهای فشار عموما فشار گاز یا مایع را اندازه میگیرند. فشار به اصطلاح نیروی لازم برای جلوگیری از پخش شدن مایع است و معمولاً به صورت نیرو بر سطح تعریف میشود. سنسور فشار معمولاً به صورت مبدل کار میکند و سیگنالی تابع اثر فشار تولید میکند (ویلانی، 1393). برای این منظور میتوان سیگنال الکتریکی در نظر گرفت. سنسورهای فشار روزانه برای کنترل و مانیتورینگ هزاران کاربرد استفاده میشوند (سبزپوشان، 1393). همچنین سنسورهای فشار میتوانند به طور غیر مستقیم برای اندازهگیری سایر متغیرها استفاده شوند (مرادی، 1394)؛ برای مثال: دبی سیال/ گاز، سرعت، سطح مایع و ارتفاع از این متغیرها هستند. به سنسورهای فشار، مبدلهای فشار، ترنسمیتر فشار، فرستنده فشار، نشاندهنده فشار، پیزومتر و مانومتر نیز گفته میشود (هاپتمن، 1371). سنسورهای فشار از نظر تکنولوژی، طراحی، عملکرد، کاربرد و قیمت باهم متفاوت هستند (مجیدی، ۱۳۹۲). با یک تخمین محافظهکارانه میتوان گفت بیش از۵۰ تکنولوژی و حداقل۳۰۰ شرکت در سراسر جهان سازنده سنسورهای فشار هستند. همچنین طبقهای از سنسورهای فشار وجود دارند که برای اندازهگیری حالت پویای تغییرات سریع در فشار طراحی شدهاند. مثالی از کاربرد این نوع سنسور را میتوان در اندازهگیری فشار احتراق سیلندر موتور و یا گاز توربین مشاهده کرد. این سنسورها به طور عمده از مواد پیزوالکتریک مانند کوارتز ساخته شدهاند. بعضی از سنسورهای فشار مانند آنچه در دوربینهای کنترل ترافیک دیده میشود، به صورت باینری (دودویی) و خاموش/ روشن کار میکنند. برای مثال: وقتی فشاری به سنسور فشار اعمال میشود، سنسور یک مدار الکتریکی را قطع یا وصل میکند. این سنسورها به سوئیچ فشار معروف هستند (هاپتمن، 1371).
تاریخچه اندازهگیری
سابقه اندازهگیری به عهد باستان باز میگردد و می توان آن را به عنوان یکی از قدیمیترین علوم به حساب آورد. در اوایل قرن 18 جیمز وات[1] مخترع اسکاتلندی پیشنهاد نمود تا دانشمندان جهان دور هم جمع شده یک سیستم جهانی واحد برای اندازهگیریها به وجود آورند. به دنبال این پیشنهاد گروهی از دانشمندان فرانسوی برای به وجود آوردن سیستم متریک[2] وارد عمل شدند (سلطانی، 1388). سیستم پایهای را که دارای دو استاندارد یکی «متر» برای واحد طول و دیگری «کیلوگرم» برای وزن بوده، به وجود آوردند. در این زمان ثانیه را به عنوان استاندارد زمان و ترموسانتیگراد را به عنوان استاندارد درجه حرارت مورد استفاده قرار دادند. در سال 1875 میلادی دانشمندان و متخصصان جهان در پاریس برای امضاء قراردادی به نام پیمان جهانی متریک دور هم گرد آمدند. این قرارداد زمینه را برای ایجاد یک دفتر بین المللی اوزان و مقیاسها در سورز[3] فرانسه آماده کرد. این مؤسسه هنوز به عنوان یک منبع و مرجع جهانی استاندارد پا برجاست (ویکیپدیا).
بنا به تعریفی که در کتاب معروف نظریه روان سنجی آمده است. اندازهگیری از قواعدی تشکیل مییابد که برای نسبت دادن اعداد به اشیا (یا افراد) به کار میرود، به گونهای که صفاتی از آن اشیاء (یا افراد) را به صورت کمیت نشان میدهد. اندازهگیری یعنی تعیین یک کمیت مجهول با استفاده از یک کمیت معلوم و یا مجموعهای از عملیات با هدف تعیین نمودن تعداد یک کمیت (سلطانی، 1388).
قوانین و نظریات فیزیک بصورت معادلات ریاضی بیان میشوند. حال ما از کجا بدانیم که هر معادله خاص، رفتار چیزی را بیان میکند؛ باید این قاعده امتحان شود و به مرحله آزمون گذاشته شود. بنابراین، اندازهگیری مهارتی است که میان نظریه علمی و دنیای واقعی رابطه ایجاد میکند (سبزپوشان، 1393). این رابطه دو طرفه میباشد. هر رویداد اندازهگیری شدهای که قبلا پیشگویی نشده باشد، باید نظریه جدید آنرا توجیه کند. اشخاصی که کار تجربی انجام میدهند باید اطلاعات فنی جامعی از اصول اندازهگیری داشته باشند. نحوه اندازهگیری و محدودیتهای ناشی از وسایل اندازهگیری را بشناسد. هر دانشمندی فقط با دانستن اینکه چه اندازهگیریهایی انجام شده است و نحوه اندازهگیریها چگونه بوده است، میتواند اثر و کشفیات دانشمندان دیگر را خوب بفهمد. بنابراین، اندازهگیری هنری است که در حال حاضر تکنولوژی پیشرفته حامی آن است (سبزپوشان، 1393).
اصلاح قواعدی حاکی از آن است که اندازهگیری دارای نظم و ترتیب است و این نظم و ترتیب را باید بطور دقیق و روشن بیان کرد. در بعضی موارد این قواعد چنان بدیهی هستند که توضیح مفصل آنها ضرورت ندارد. مانند موقعی که از خطکش برای اندازهگیری طول یک متر استفاده میشود. اما قواعد مربوط به اندازهگیری صفات روانی و متغیرهای آموزشی تا این اندازه آشکار نیستند. برای مثال، اندازه گیری هوش یا یادگیری دانش آموزان؛ به بیان دقیق قواعد اندازهگیری نیاز دارد. به ویژه در آزمونهای میزان شده، بیان قواعد اندازهگیری بطور روشن بسیار ضروری است (سبزپوشان، 1393). فایده بیان قواعد اندازهگیری این است که این قواعد کمک میکنند تا افراد مختلفی که وسیله اندازهگیری را مورد استفاده قرار میدهند به نحو یکسان آن را بکار برند.
ویژگی دیگر تعریف اندازهگیری، کاربرد اصطلاح صفت در آن تعریف است. این مفهوم حاکی از آن است که ما در اندازهگیری شیء یا فرد را اندازهگیری نمیکنیم، بلکه صفتی از آن را اندازهگیری کنیم (مرادی، 1394). ما میز یا دانش آموزان را اندازهگیری نمیکنیم ؛ بلکه طول یا عرض میز یا هوش و پیشرفت تحصیلی دانش آموز را اندازه میگیریم. مفهوم مهم دیگر تعریف اندازهگیری، تبدیل صفات مورد اندازهگیری به کمیت و نشان دادن آنها به صورت اعداد است (سلطانی، 1388). منظور این است که اندازهگیری باید نشان دهد که چه مقدار از یک صفت در شیء یا شخص مورد نظر موجود دارد. امروزه سازندگان دستگاههای مدرن آمریکایی، دقت عمل استانداردهای اصلی خود را که برای کالیبراسیون دستگاههای اندازهگیری خود به کار میبرند، به استناد دفتر استانداردهای ملی (N.B.S) تعیین مینمایند.
لازم به ذکر است دستگاههای اندازهگیری و آزمون به دلایل گوناگون از جمله فرسایش، لقی و میزان استفاده، انحرافاتی را نسبت به وضعیت تنظیم شده قبلی نشان میدهند. هدف کالیبراسیون اندازهگیری مقدار انحراف مذکور در مقایسه با استانداردهای سطوح بالاتر و همچنین دستگاه در محدوده «تولرانس» اصلی خود میباشد (عبدالکریم ماندگاری، 1393). همچنین برای اینکه کنترلی بر روی این واحدها وجود داشته باشد، ادارهای تحت عنوان اداره مرکزی استانداردها بوجود آمد. چون اداره مرکزی دفتر بین المللی استانداردها در پاریس، محل ابداع سیستم متریک واقع است نام این سیستم فرانسوی است. سیستمهای سنتی اندازهگیری در طول قرنها تکامل یافتهاند و در کشورهای مختلف متفاوت هستند. تنها وجه اشتراک آنها این است که هیچ گونه مفهومی ندارند. به عبارت دیگر میتوان گفت که این سیستمهای سنتی با تفکر کافی ابداع نشدهاند. سیستم SI، سیستمی است که آگاهانه ابداع شده است و روابط آن خیلی سادهتر است (عبدالکریم ماندگاری، 1393).
تاریخچه فشار سنج
بلز پاسکال[4]، فیلسوف فرانسوی در سال 1648 برای اولین بار در آزمایشات خود متوجه نیرویی شد و آن را فشار نامید. مطالعات پاسکال در مورد سیالات (هیدرودینامیک و هیدروستاتیک) بر اساس اصول سیالات هیدرولیک بود. اختراعات او در این زمینه شامل فشار هیدرولیک (استفاده از فشار هیدرولیک برای افزایش نیرو) و سرنگ میباشد. در سال 1646 پاسکال از آزمایشهای «اوانجلیستا توریسلی» در ارتباط با فشارسنج آگاهی یافت. وی این آزمایشها را با لولهای پر از جیوه تکرار کرد و این لوله را به صورت وارونه درون کاسهای از جیوه قرار داد. پاسکال این سؤال را مطرح کرد که چه نیرویی، بخشی از جیوه را درون لوله نگهداشته و چه چیزی فضای بالای جیوه را در لوله پر کرده است. در آن زمان، بیشتر دانشمندان بر این باور بودند که غیر از خلاء، مادهای نامرئی در آن فضا وجود دارد (ویکیپدیا؛ ویلانی، 1393).
پاسکال با انجام آزمایشهای دیگری در این زمینه، در سال 1647، «تجربههای جدید از خلاء» را نوشت که در آن قوانین اصلی در مورد میزان تأثیر فشار هوا بر مایعات مختلف عنوان شده بود. در سال 1648، پاسکال مطالعات خود را ادامه داد و در همین راستا، شوهر خواهرش یک بارومتر را به ارتفاعات بالا برد و این نکته به اثبات رسید که سطح جیوه تغییر میکند و پاسکال این آزمایش را با انتقال بارومتر به بالای برج یک کلیسا در پاریس و سپس به پایین آن تکرار کرد. این آزمایشها که سرانجام منجر به بنیاد نهادن اساس بارومتر شد، در سراسر اروپا با استقبال مردم روبرو گردید. در پاسخ به این نقدها که باید چیزی نامرئی در فضای خالیای که پاسکال عنوان کرده، وجود داشته باشد و در پاسخ به «استین نوئل»، یکی از مهمترین نظریههای قرن هفده در ارتباط با روش علمی از سوی پاسکال مطرح گردید:
«برای اثبات یک فرضیه، اینکه تمامی موارد مطابق با آن باشند، کافی نیست، اما اگر تنها یک مساله خلاف آن باشد، همان یک مورد برای نقض فرضیه مورد نظر کافی است».
تاکید و پافشاری وی در مورد وجود خلاء منجر به اختلاف او با برخی از دانشمندان مطرح زمان از جمله «دسکارتس[5]» شد (هاوارد، 1998؛ ویکیپدیا).
وسایل اندازهگیری فشار
تاکنون وسایل بسیاری با مزایا و معایب خاص خود برای اندازهگیری فشار اختراع شده است که با توجه به گستره اندازهگیری، حساسیت، پاسخ دینامیکی و هزینه طراحی و مشخصات فنی، این وسایل با هم فرق میکند. قدیمیترین وسیله ا